موسیقی آوازی :

  ساختمان آوازی ایرانی بر دو اساس بنا شده است : شعر شامل ملودی کلامی یا کلام ملودیک و تحریر ( ملودی بی کلام ).
طبیعی است که وزن کلی آواز تابعی از وزن شعری و بحور عروضی است که در مورد هر شعری مختص همان سروده است ؛ البته به ضرورت اجرای آوازی هر  خواننده به سلیقه ی خود متر آوازی مشخصی را بر می گزیند و زینت ها و ظرایف و دقایقی را به آن می افزاید . بر همین منوال وزن تحریر نیز تابعی از وزن شعر در حال اجرا خواهد بود .
اگر هنر آوازی ایران را به نقاشی تشبیه کنیم ، شعر در خدمت بیان مفهومی به مثابه زمینه و مضمون اصلی نقاشی عمل می کند و تحریر مانند رنگ آمیزی در خدمت تکمیل فضای اثر قرار می گیرد . نظیر این نسبت نیز در تکلم انسان  برقرار است . دو رکن مهمی که انسان آن را هنگام صحبت کردن به کار می برد نخست انتخاب کلمات مناسب و در مرحله ی مهم تر گزینش لحن و موسیقی مخصوص به همراه حالت های ویژه ی میمیک صورت و سایر اعضای بدن است که به آن زبان بدن گفته می شود . مجموعه ی این ها در خدمت بیان منظور و مفهومی است که قرار است گوینده آن را به دیگران منتقل کند . در حقیقت اهمیت کفه های مربوط به لحن و شیوه ی بیان در سخن گفتن آنقدر سنگین تر است که حواس نوانده بیشتر معطوف به آهنگ بیان گوینده می شود تا خود کلمات . اما در هنر آواز ایرانی ، خواننده ضمن حفظ کلام و ادای لحن مربوط به آن زبان بدن را از حالت بیرونی به درونی تبدیل می کند . یعنی می کوشد تا با افزودن ظرافت های آوایی بی کلام و استفاده از شهود ، دریافت های خود از شعر را در تحریر های آواز متبلور کند .

 

   

صفحه اصلی