برليوز, هکتور ( Hector Berlio 2 , 1869-1803 م )
آهنگساز و رهبر ارکستر فرانسوي است. در شهرکي نزديک گرونوبل به دنيا آمد. پدر او پزشک بود. فرانسه در دوران کودکي هکتور, در زمان ناپلئون بناپارت, در حال جنگ بود. از اين رو پدر در خانه به او درس مي داد. پدر هکتور به موسيقي علاقه مند بود و با موسيقيدانان معاشرت مي کرد. هکتور از آنان نواختن گيتار,فلوت و مباني آهنگسازي را آموخت. در دوازده سالگي, قطعه هايي براي موسيقي ساخت. هکتور به خواست پدر به دانشکده پزشکي پاريس رفت , اما به اين رشته علاقه نداشت , در دوران فراغت, به مطالعه ي موسيقي مي پرداخت و براي آشنايي با کار آهنگسازان به اپراي پاريس مي رفت. سرانجام نيز دانشکده پزشکي را ترک کرد و براي آموختن موسيقي وارد مدرسه ي عالي موسيقي پاريس شد. او که جوان بيقراري بود, آن مدرسه را نيز ترک کرد و براي مطالعه در موسيقي به ايتاليا رفت. سپس سفرهايي به آلمان, انگلستان, روسيه و اتريش کرد و با شيوه هاي نوين رهبري ارکستر در اروپا آشنا شد. برليوز با مندلسن, آهنگساز آلماني دوستي صميمانه اي داشت. از آثار او و همچنين از موسيقي گلوک, شومان,وبر, بتوون آهنگسازان آلماني, ولسيت آهنگساز مجارستاني الهام گرفت. برليوز در فرانسه و اروپا به ساختن آهنگ و رهبري ارکستر پرداخت, با وجود اين نمي توانست- زندگي خود- و خانواده اش را از اين راه تامين کند. از اين رو کوشيد از راه نوشتن مقاله و نقد موسيقي در نشريه ها در آمدي به دست آورد. امّا کار دائمي او تا پايان عمر رهبري ارکستر بود.
برليوز در بيست سالگي, نخستين اثر خود را آفريد. نوآوری های او سبب شد که در ابتدا آثار او با استقبال روبه رو نشود. اما در سفر به آلمان و کشورهاي اروپايي برليوز رهبري ارکسترهايي را که آثار او را مي نواختند, خود به عهده گرفت. اين کار سبب شهرت و اعتبار ويژه اي براي او شد.
برليوزآثار گوناگوني در موسيقي دارد. سمفونيهاي فانتاستيک, هارولد در ايتاليا و اپرهاي بن ونوتو سليني و مردم تروا ( براساس داستان ویرژیل شاعر رومی) از کارهاي برجسته او براي ارکسترهاي بزرگ است. آثار مهم او براي تک خواني و همخواني (کر) رکوييم ( سرود عزا), کودکي مسيح, عذاب جاوداني فاوست نام دارد. دو اثر ديگرش بئاتريس و بنديکت, بر اساس داستان هياهوي بسيار براي هيچ, نوشته ي شکسپير, نويسنده انگليسي و همچنين رومئو و ژوليت بر اساس داستان معروف همين نويسنده تدوين شده است . برليوز نوشته هايي نيز درباره آموزش موسيقي و زندگي خود دارد. او رساله ي جامعي درباره آلات موسيقي و تنظيم موسيقي نوين براي ارکستر نوشته و در کتاب, خاطرات زندگي خود را شرح داده است.
برليوز پر هيجان و عاطفي بود. گيتار به دوش کوهنوردي مي کرد و براي روستاييان آهنگ مي نواخت. او معتقد بود که موسيقي مانند نمايش روايت کننده ي حالات و عاطفه هاي انساني می باشد, از اين رو آثار او بسيار زنده و پر حرکت هستند.
برليوز کوشيد موسيقي قرن نوزدهم فرانسه را از شکل سنتي خارج کند. بيان نمايشي آثار او الهام بخش موسيقيدانان اواخرقرن نوزدهم, از جمله ريشارداشتراوس, آهنگساز آلماني, بوده است. درباره برليوز و آثار او کتابهايي نيز نوشته شده است از جمله اين آثار کتاب سه آهنگساز اثر روگن رولان, نويسنده فرانسوي که به فارسي نيز ترجمه شده است.
فرهنگنامه ي کودکان و نوجوانان- جمله ي 6