رمانتيک:
(مقدمه)
صفت رمانتيک از " رمانس " ( Romance) گرفته شده که معني اصلي ادبي آن مشتق از داستان ها يا قهرمانان اشعار و وقايع قرون وسطي است که به زبان رمانس نوشته مي شوند ( زبان رمانس يکي از زبان هاي محلي عاميانه است که از زبان لاتين به نام رمان برخاسته است (.
اشعار قرون وسطي که درباره ي پادشاه آرتور بودند به رمانس هاي آرتوري شهرت داشتند. از آن زمان به بعد, حدود اواسط قرون هفدهم که کلمه ي رمانتيک مورد استفاده قرار گرفت اشارات ضمني به چيزهاي خيلي دور, افسانه اي, موهوم و خيالي, عجيب و تصوري متضاد با جهان حقيقي را در برداشت .
در يک مفهوم کلي تمام هنرها را مي توان رمانتيک فرض کرد, زيرا ممکن است هنر مواد اوليه اش را از زندگي حقيقي بگيرد و با تغييراتي در آن دنيايي جديد و تازه اي بسازد که تا حدي از زندگي روزمره فاصله داشته باشد. از اين لحاظ هنر رمانتيک در تاکيد بيشترش بر کيفيت و " شگفتي و بي مرزي" با هنر کلاسيک فرق دارد. در مفهوم کلي رمانتيسم پديده اي است که مختص به يک دوران نيست, بلکه در زمان هاي مختلف با اشکال گوناگون در تاريخ موسيقي و ديگر هنرها ظاهر مي شود. مثلاً دوره ي آرس نوا ( هنر جديد ) را نسبت به آرس آنتيکوا ( هنر قديم ) يا همچنين دوره ي باروک را نسبت به رنسانس و يا اينکه هنر موسيقي قرن نوزدهم را نسبت به دوره ي کلاسيک مي توان رمانتيک فرض کرد .
) نشانه های رمانتیسم)
در مکتب رمانتيک بيشتر به مضمون و بيان احساسات و حالات دروني اهميت داده و زيبايي هاي فني چندان مطرح نيستند .
يکي ديگر از مشخصات رمانتيسم, دگرگون ساختن برخي از ويژگي هاي کلاسيک, از جمله قواعد خشک, نظم و تعادل, تماميت و کنترل است. وضوح و روشني که از جنبه هاي مهم کلاسيک بود جايش را به نوعي تيرگي و ابهام عمدي و بيان سمبوليک در رمانتيک ها داد. شخصيت هنرمند به تدريج با محتواي هنرش درآميخت و هنرها عموماً با هم ترکيب شدند. آهنگسازان رمانتيک اکثراً با ادبيات و ديگر علوم و هنرها آشنا بودند و موسيقي و شعر در يکديگر تاثير فراواني گذاشتند .
اگر بپذيريم که " شگفتي, نامحدودي و بي پاياني " از خصوصيات سبک رمانتيک است, بنابراين موسيقي از همه ي هنرهاي ديگر رمانتيک تر است , زيرا عوامل اصلي موسيقي مانند صدا و ريتم از اشياي واقعي جهان جداست. همين جدايي است که موسيقي را از هر هنر ديگري در بيان احساسات, افکار و هيجانات دروني که عوامل رمانتيک هستند. مناسب تر مي سازد. هنرمندان رمانتيک بيشتر به احساسات و عوالم شخصي و دروني خود توجه داشتند. آن ها دنياي خيال و رويا, افسانه هاي کهن, فواصل دوردست و ناآشنا و همچنين عواملي را که از زندگي عادي و روزمره فاصله داشت هدف اصلي آثارشان قرار مي دادند. آثار هنرمندان رمانتيک سرشار از احساسات و عواطف انساني است .
موسيقي صرفاً سازي جدا از کلمات مي تواند اين ارتباط احساسي و عاطفي را زودتر برقرار کند و به همين دليل است که موسيقي سازي کمال مطلوب هنر رمانتيک است .
مشخصات سبک رمانتيک :
يکي از مهم ترين خصوصيات موسيقيدانان رمانتيک توجه فوق العاده ي آن ها به قطعات مجزا و مينياتور وار بود. ( نه به کل قطعه (
به عبارت ديگر آهنگسازان رمانتيک احساسات شديد دروني خود را بيشتر در بياني کوتاه و تغزلي عرضه مي کردند نه در قالب هاي پيچيده و بزرگي چون فرم سونات ها. اکثر آثار آهنگسازان قرن هجدهم, در فرم هاي چند موماني , سونات, سمفوني و کوارتت بود در حالي که بيشتر آثار ارکستري رمانتيک ها در يک مومان ) مانند پوئم سمفوني ها, قطعات کوتاه پيانويي, قطعات ليريک پيانويي و آوازهاي سلو - ليد ) تصنيف مي شد .
يکي ديگر از مهم ترين مشخصات موسيقي رمانتيک, وحدت و پيوستگي در کل قطعه است که به وسيله ي تکنيک " تغيير و انتقال تمي " و به کار بردن آن در تمام مومان ها و مکان هاي مختلف اثر به دست مي آيد .
از ديگر دستاوردهاي رمانتيک بسط و گسترش هارمونی ) آزادي بيشتر در به کار گيري کروماتيسم و ديسونانس ها ) و رنگ آميزي ارکستري و توجه به سونوریته هاي جديد است. هارموني هاي کروماتيک, محسوس هاي کروماتيک , مدولاسيون هاي دور, تونالتيدهاي مبهم, آکوردهاي پيچيده, استفاده ي آزادانه از نت هاي غيرهارمونيک و کادانس هاي غير مشخص و نامعلوم از جمله عواملي هستند که آهنگسازان رمانتيک براي محو و تاريک کردن تونالیته به کار مي گرفتند. برخلاف کلاسيک ها که اکثراً از توناليته هاي محدودي استفاده مي کردند, رمانتيک ها تمامي تناليته هاي موجود را به کار گرفتند و حتي تناليته ي فاديز- مينور به تناليتدي رمانتيک موسوم شد. به کار گيري تناليته هاي مينور عموماً از مشخصات بارز موسيقي رمانتيک است ) زيرا در حالي که فقط 5 درصد از آثار سمفونيک کلاسيک در تناليته ي مينور نوشته شده است, در نيمه ي قرن دوم قرن نوزدهم بيش از 70 درصد آثار سمفونيک در تناليته ي مينور است . )
يکي ديگر از مشخصات رمانتيک ها اهميت دادن به فرم آوازي " ليد " است و آن عبارت است از آوازي سلو به همراهي آکمپانیان ساز پيانو. ليد نويسي يکي از محبوب ترين فرم هاي آهنگسازي بود که در اوايل قرن نوزدهم رايج بود و تقريباً اکثر آهنگسازان رمانتيک در اين زمينه آثاري به وجود آورده اند .
آهنگسازان دوره ي رمانتيک :
سال هاي 1830 تا 1855 ( دوره ي رمانتيک : ( شومان,مندلسون, برليوز, شوپن, ليست, بليني, دوني زتي .
سال هاي 1855 تا 1890 ( عظمت رمانتيک ): اواخر ليست, برامس, واگنر, بروکنر, هوگوولف, جوزپه وردي .
کتاب: موسيقي کلاسيک و رمانتيک
مؤلف: هوشنگ کامکار